هنرهای وابسته

طلا در تاروپود پارچه های افسانه ای ایران

آنچه از پارچه های زربفت باید بدانیم

به گزارش گلد نیوز یکی از باشکوه ترین تجلی های هنر ایرانیان از گذشته تا کنون، هنر پارچه بافی بوده است. هنر – صنعتی که قدمتی طولانی در تمدن ایرانیان داشته و به عنوان کالایی تجاری مورد استفاده بازرگانان بوده است. از میان گونه های مختلف پارچه بافی، پارچه های زربفت یا زری با جنس طلایشان، از اهمیت، توجه و اعتبار بیشتری برخوردار بوده است.طلا در تاروپود پارچه ها نفیس ترین منسوج ایرانی است.

زربفت


پارچه های زربفت نفیس‌ترین و افسانه‌ای‌ترین منسوج ایرانی بوده است که در روزگار رونق و رواج خود در ایران، شهرتی عالمگیر داشته است. در حقیقت ایران به عنوان قدرتمندترین کشور دنیا با فرهنگ و تمدن غنی و سرشار از هنر و فرهنگ، قرن‌ها تولیدکننده و صادر کننده اصلی پارچه‌های طلا و زری برای درباره‌اتیم و خانواده هایشان، کلیساهای مشهور جهان و مردم خواهان این پارچه پر زرق و برق از لندن تا توکیو بوده‌است.

طلا در تاروپود پارچه های افسانه ای ایران
گلابتون دوزی
طلا در تاروپود پارچه های افسانه ای ایران
شلوار بندری گلابتون دوزی شده و نگین کاری کار دست دختران هنرمند هرمزگانی

نخ های گلابتون


بافت پارچه‌هایی که در متن و نقوش آن‌ها، نخ‌های گلابتون به کار گرفته شده، بنا به روایات تاریخی به هفت هزار سال پیش در ایران می‌رسد. گُلابِتون رشته‌ سیم بسیار نازکی است که درون آن یک رشته نخ ابریشم قرار دارد و بر روی آن، لایه‌ای از زر (طلا) کشیده شده‌است. نخ گلابتون که هنوز از نظر زیبایی منحصر به فرد است از نظر ضخامت دارای درجاتی است که در بافت زری بسیار مؤثر است.

زربفت ها بر تن درباریان


پارچه‌های زربفت برای تن‌پوش پادشاهان، وزیران، بزرگان و درباریان ایران به کار می‌رفت. این پارچه ها به عنوان یک هدیه ارزشمند در دربار شاهان ایران برای هدیه دادن به شاهان بیگانه به حساب می‌آمد. هرودودت مورخ مشهور یونانی نوشته‌است: رومیان به خاطر زیبائی و اشتهار زربفت‌های سنتی ایران همه ساله مبالغ هنگفتی می‌پرداختند. فیلوسترات نیز گفته‌است: اشکانیان، خانه‌های خود را با پرده‌های زرِ یراق‌دار که از پولک‌های نقره و نقوش زرین تزئین شده بود، می‌آراستند.
اصفهان و تبریز از دیرباز از اصلی‌ترین مراکز گلابتون ایرانی به‌شمار می‌رفته اند. کاشان، زنجان، هرات، رشت، مشهد، قم و ساوه از دیگر مکانهایی هستند که در آن‌ها گلابتون ساخته می‌شود.

قدمت تاریخی


بافتن پارچه‌های زربفت، مانند قالی و گلیم در زمان هخامنشیان در ایران رونق بیشتری به نسبت دیگر ادوار تاریخی پیدا کرده است. زیرا در بسیاری از نقوش برجستهٔ تخت‌جمشید، شوش و حتی پاسارگاد، نقوشی در حاشیه‌های لباس شاهنشاهان و درباریان به چشم می‌خورد که حاکی از این است که لباس آن‌ها از پارچه‌های زربفت بوده است. به‌علاوه بافندگان ایرانی در حاشیهٔ لباده و حاشیهٔ آستین‌ها و یقهٔ لباس، قطعاتی از طلای ناب به شکل شیر، مرغ، ستاره با گل پنج‌پر یا نقوش هندسی مانند مثلث و غیره می‌دوختند و بسیاری از این قطعات طلا، امروزه در موزه ایران باستان و موزه‌های دیگر دنیا موجود است که متعلق به عهد هخامنشی است.

قدمت صنعت نساجی در ایران

نساجی ایران در دوره هخامنشیان به ویژه در بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. اسکندر مقدونی با همهٔ دشمنیش با ایرانیان، بنا به نوشته‌های مورخین یونانی چون هرودوت و پلوتارک از هنگام ورود به ایران تا هنگام مرگش، لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد.

پلوتارک و دبودورهمچنین نوشته‌اند که پارچه‌های زر که تار آن را از طلا و نقره می‌کشیدند وهمچنین مخمل، پارچه‌های پشمی و پارچه‌های کتانی ایران در دورهٔ هخامنشیان بی‌اندازه مورد استفاده و پر طرفدار بوده است.

بنابر اشاره اوستا، ایرانیان عصر هخامنشی به خوبی از زیر و بم و فنون نساجی پارچه آگاهی داشته اند. آنها با مهارت تمام پارچه‌ها و جامه‌ها را زردوزی می‌کردند.

بنابراین بافتن پارچه‌های ابریشمین و زری به رنگ‌های دلاویز در بیست و پنج قرن پیش در ایران شایع بوده‌است.

لباس های زربفت بر بلندای طاق بستان

کسانی که موفق به دیدن نقوش برجسته طاق‌بستان شده اند باید مجسمه حجازی شده شاه را بر بلندای طاق دیده باشند که او را با لباس‌های زربفت و زیبا، در دامنه کوه نشان می‌دهد، این نقوش متعلق به عهد ساسانی است. از تصاویر و اشیا و مجسمه های به جا مانده از دوره ساسانیان در کلیساها و موزه‌های خارج از ایران، نمونه‌های متعدد زری باف موجود است. زیرا زری‌های دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بود، که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند.از دوره ساسانیان نیز در کلیساها و موزه‌های خارج از ایران، نمونه‌های متعدد زری موجود است. زیرا زری‌های دوره ساسانیان به قدری مورد توجه بوده که از تمام نقاط دنیا خواستار آن بودند و وقتی کسی به ایران مسافرت می‌کرد، بهترین هدیه‌ای که می‌توانست به میهن خود ببرد یک قطعه زری بود؛ مثلاً باقی‌مانده‌های صلیب مسیح را صلیبیون در زری‌های ایرانی می‌پیچیدند و به همراه خود به اروپا می‌بردند.

طرحی زیبا از زربفت
شیوه بافت در زری بافی

شیوه بافندگی

در واقع پشت کار در مقابل بافنده قرار گرفته و همین امر یکی از عوامل مشکل بودن بافت زری است. بافت ساده از نقش جداست. در بافت ساده در هر رج ممکن است چند رنگ وجود داشته باشد که بافنده با فشار پاتخته (اهرم پایی)، قسمتی که تارهای رنگ مورد نظر در آن است را بالا آورده و در نتيجه دهانه تارهای مربوط به آن رنگ باز می شود. در حالی که دهانه رنگهای دیگر بسته است و بافنده بارد کردن ماکو از دهانه، پود را میان آن تارها می اندازد. برای رنگهای دیگر نیز همین مراحل انجام میشود. حرکت ماکو به دست بافنده است که با فشار روی سر فلزی ماکو آن را به داخل دهانه هدایت کرده و از طرف دیگر بیرون می کشد. در زریبافی همه کارها به وسيله دست انجام میشود و جنبه کاملاً تخصصی دارد. مشاغل اصلی که در یک کارگاه زری وجود دارند عبارت اند از: ماسوره پیج استاد نقش انداز، نقشه خوان، استاد بافنده و گوشواره کش.

طلا در تاروپود پارچه های افسانه ای ایران
یک قطعه لباس زربفت ابریشمی که بیش از هزار سال پیش بافته شده و با رقم پایه ۵۰۰ هزار پوند در حراجی لندن عرضه شده است.

زخمی بر تن این هنر صنعت ایرانی کهن

هنر زری بافی در حال حاضر در ایران در بدترین شرایط اقتصادی خود در طول تاریخ دور و درازش به سر می برد. اگر فقط بخواهیم تعداد دستگاه‌های بافت پارچه‌های زری را با دوره‌های قبل، مثلاً دوره صفویه مقایسه کنیم، متوجه این فرق فاحش و تأسف بار می‌شویم. اکنون نه تنها قدر و منزلت این هنر را کسی نمی‌داند، بلکه بی توجهی ها به نابودی این هنر با ارزش دامن می‌زند. این هنر پر ارزش بر خلاف دوره‌های گذشته که هم پایه نگارگری، قلم زنی، سفال و… صاحب ارزش بوده و به آن پرداخته می‌شده، اکنون مهجور و مظلوم واقع شده و نیازمند قرار گرفتن در جایگاه طلایی خویش است.

انتهای پیام/

منابع

امیری، عفت معصومه (۱۳۸۷). تاریخچه­ی پارچه­بافی در ایران باستان، فصلنامه­ی آموزش تاریخ
باتمان قلیچ، هلنا، (۱۳۹۷)، مجله کهن
بیکر، پاتریشیا (۱۳۸۵). منسوجات اسلامی، انتشارت مطالعات هنر اسلامی.
پوپ، آرتور (۱۳۸۰) شاهکارهای هنر ایران، ترجمه‌ی پرویز ناتل خانلری، انتشارات علمی و فرهنگی.
پوپ، آرتور (۱۳۸۷). سیری در هنر ایران، ج ۵ انتشارات علمی و فرهنگی.
جی، دوری کارل (۱۳۶۳). هنر اسلامی، معماری، کاشی­کاری، فلزکاری، بافندگی، نقاشی، ترجمه­ی رضا بصیری، تهران: انتشارات یساولی.


دهخدا، علی­اکر (۱۳۷۷). لغت­نامه دهخدا، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
ذکاء، یحیی (۱۳۴۱). غیاث نقشبند چهره­ی جاویدان هنر، مجله­ی هنر و مردم
رایس، طالبوت (۱۳۸۱). هنر اسلامی، ترجمه­ی ماه ملک بهار، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
رضایی آذر، ندا (۱۳۹۲). بررسی عنصر رنگ در پارچه‌های دوره اسلامی (سلجوقیان تا صفویه، فصلنامه­ی هنرهای تجسمی نقش­مایه، سال پنجم، شماره پانزدهم
روح­فر، زهره (۱۳۸۷). زری بافی در دوره­ی صفویه، ارتباط هنر نقاشی با نقوش پارچه­های زربفت، کتاب ماه هنر.
کریمی، خاطره (۱۳۸۵). آثار زربفت گنجینه هنرهای تزیینی ایران، مجله­ی فرهنگ اصفهان
مستوفی بافقی، محمدمفید (۱۳۴۲). جامع مفیدی، تصحیح ایرج افشار، تهران: انتشارات اسدی.

علی اصغر کشانی

نویسنده وخبرنگار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا