هنرهای وابسته

جواهرات ملی ایران در طول تاریخ

ناصرالدین شاه معتقد بود این گوهر یکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسیار به این گوهر گرانبها علاقه داشت.

به گزارش سرویس هنری گلدنیوز «خزانه جواهرات ملی» گنجینه ای بی بدیل از گرانبهاترین جواهرات جهان است که طی قرنها گردآوری شده است. خزانه فعلی جواهرات در سال 1334 ساخته و در سال 1339 با تاسیس بانک مرکزی ایران افتتاح و به این بانک سپرده شد و اکنون نیز در صیانت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

جواهرات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب 36 گنجه دسته بندی شده‌اند.این دسته بندی شامل زیورآلات تزئینی، انواع تاج و نیمتاج، انواع جقه، قلمدان، انفیه‌دان، اشیای آراسته به یاقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سینه، مروارید،گلدان، سرپوش‌های غذا، قلیان، آینه، تنگ‌های مینا، شمعدان، فیروزه، شمشیر، خنجر، سپر، ساعت و…است.

جقه نادری

( ساخت ایران، سده 12 ﻫ. ق. ) آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زیر جقه، سه آویز زمرد خوشرنگ امرودی آویخته شده است.

قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند.از نوک شقه های جقه، دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است.

در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پایین، در دو سو، شبیه درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه روی زه زین نصب شده است.پارچه درفش به سه ردیف یاقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسیم شده است.

تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ریز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است.

تاج کیانی

( ساخت ایران، 1212 ﻫ. ق. )تاج فتحعلی شاه، معروف به تاج کیانی، که آراسته به الماس، زمرد، یاقوت و مروارید است. این تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین قاجاریه قرار گرفت.

این تاج اولین تاجی است که پس از دوران شاهنشاهی ساسانی به این صورت ساخته شده است.

کره جواهرنشان

( سال 1291 هجری قمری) به دستور ناصرالدین شاه، توسط گروهی از جواهرسازان ایرانی به سرپرستی ابراهیم مسیحی از جواهرات پیاده ای که در خزانه موجود بود، ساخته شد.

وزن خالص طلای به کار رفته در این کره 34 کیلوگرم و وزن جواهرات آن 3656 گرم است. تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده، بالغ بر 51366 قطعه است. پیدا کردن کشورهای مختلف در میان برق سنگهای گوهرها کار مشکلی است، زیرا به نظر می آید مهارت سازنده آن در جواهر سازی، بیش از نقشه کشی بوده است.

دریاهای روی کره به وسیله زمرد و خشکی ها به وسیله یاقوت نشان داده شده است. آسیای جنوب شرقی، ایران و انگلستان با الماس، هندوستان با یاقوت روشن و آفریقای مرکزی و جنوبی با یاقوت کبود مشخص شده است.

خط استوا و سایر خطوط جغرافیایی با الماس نشان داده شده است. قطر کره تقریباً دو پا (66 سانتیمتر) است و روی پایه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد.

تخت طاووس فتحعلی شاه

این تخت زیبا به دستور فتحعلی شاه ساخته شد چرا که نمونه قبلی آن پس از مرگ نادرشاه تکه تکه شد و به غارت رفت. خورشید بالای تخت نمایانگر آفتابی است که معتقد بودند همیشه بر سر قبله عالم می‌تابد.تلفیق چوب با طلا و سنگ‌های رنگارنگ قیمتی و کهن چنان جلال و شکوهی به این تخت بخشیده‌اند که چشم‌ها را به خود خیره می‌کند و انسان انگشت به دهان از تجمع این همه زیبایی و ثروت در یک تخت پادشاهی می‌ماند.

این تخت پس از ازدواج فتحعلی شاه با طاووس تاج‌الدوله به تخت طاووس تغییر نام پیدا کرد و پیش از انتقال به موزه جواهرات ملی در کاخ گلستان نگهداری می‌شد.

تخت خورشید فتحعلی شاه

تخت خورشید سالها به همان نام نامیده می شد تا اینکه فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود. از همان زمان به مناسبت نام او، تخت به نام طاووس مشهور شد.

بعضی از ایرانیان می پنداشتند که تخت مذکور همان “تخت طاووس” هند است و با مقایسه و توصیفی که تاورنیه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده به این نتیجه رسیده که ادعای مدعیان باطل است و برای اطمینان و تأیید نظر خود با ناصرالدین شاه مذاکره و از ایشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس نامیده شده است.

پس از درگذشت فتحعلیشاه، سالها بعد ناصرالدین شاه که در ضبط و ربط جواهر و نفایس سلطنتی، عنایت خاص داشت دستور داد تا تخت یاد شده را تعمیر کرده و تغییراتی جزئی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کیفیت تعمیر تخت به امر ناصرالدین شاه است، در کتیبه اطراف تخت به خط نستعلیق خوش در مصراعهای مجزا از یکدیگر روی زمینه زر، به مینای لاجوردی نگاشته شده است.

این مصراع ها فعلاً مرتب و دنبال یکدیگر نصب شده است و پیداست که در تعمیر بعدی آنها در جای خود نشانده‌‌اند. تخت مذکور تا سال 1360 در تالار کاخ گلستان نگهداری می گردید.

در تاریخ 17/6/1360 به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران انتقال یافت تا همواره با توجه به تجانس این تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال 1316 شمسی) نگهداری شود.

الماس کوه نور و دریای نور

الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پیوسته یک زوج به شمار می‌آمده اند.در حالی که از نظر تراش و رنگ هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند.

هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد.

از ایران تا دربار انگلستان

این گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسیله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ویکتوریا هدیه گردید. هم اکنون نیز این گوهر در تاج ملکه الیزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.

الماس دریای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ میرزا رسید.

سپس به دست امیرعلم خان خزیمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگامیکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجینه جواهرات قاجار منتقل گشت.

کمیاب‌ترین رنگ الماس

ناصرالدین شاه معتقد بود این گوهر یکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسیار به این گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سینه خود نصب می کرد و حتی تولیت دریای نور را منصبی مخصوص قرار داد و این افتخار مهم را به اعیان و بزرگان کشور محول می داشت.

دریای نور بعدها داخل موزه دولتی گردید و اینک زینت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دریای نور 182 قیراط است و رنگ آن صورتی است که کمیاب‌ترین رنگ الماس است.

در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادایی، درباره این گوهر نکته بسیار جالب توجهی کشف شد:

تاورنیه، سیاحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قیراط سخن می گوید و اشاره می کند در سال 1642 میلادی آن را در شرق دیده است و نقشه و اندازه های آن را نیز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس یا لوح بزرگ ) می نامد.

رنگ و شکل این الماس توجه دانشمندان کانادایی را جلب کرد و ایشان معتقدند الماس دریای نور و نورالعین در اصل یک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دریای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قیراط است، نورالعین نامیده شده و در حال حاضر در وسط نیم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.

تاج پهلوی

این تاج از طلا و نقره ساخته شده و آراسته به الماس های برلیان بسیار اعلاء، تخمه های درشت زمرد، یاقوت کبود ومروارید است.

کلاه تاج ابره مخمل قرمز است و در قبه آن که تخمه زمرد خیاره در چنگ نشانده، قرار دارد.

تاج، در چهار طرف، دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاج های شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زیر کنگره پیشین آن، خورشیدی زرین با شعاع های الماس نشان و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همین کنگره، جقه پایه دار اسلیمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.

شمار گوهرهای نشانده شده بر تاج چنین است:

3380 قطعه الماس به وزن 1144 قیراط، 5 قطعه زمرد به وزن 199 قیراط و 2 آنه، 2 قطعه یاقوت کبود به وزن 19 قیراط و 368 حبه مروارید غلطان جور. وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، با هم، 444 مثقال، یعنی در حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.

تاجی که قبلاً در تاجگذاری های دوران قاجار، به کار می رفت، تاج کیانی بود، ولی رضاخان پهلوی مایل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند.

از این روی، در سال 1304 خورشیدی، گروهی از جواهرسازان ایرانی، زیرنظر سراج الدین جواهری، جواهرساز معروف قفقازی و جواهرساز امیر بخارا که از روسیه به ایران مهاجرت کرده بود از گوهرهای منتخب، تاج مزبور را ساختند و رضاخان و محمدرضا پهلوی، برای تاجگذاری های خود از آن استفاده کرده اند.

تاریخچه تاسیس موزه ملی جواهرات

درباره تاریخچه تاسیس گنجینه جواهرات ایران اطلاعات دقیق و موثقی در دسترس نیست. اما مدارک اندکی وجود دارد که نشان می‌دهد جمع‌آوری و نگه‌داری جواهرات به صورت جدی از زمان صفویه آغاز شده است.

در این دوره کارشناسان زبده‌ای از طرف پادشاهان صفوی به کشورهایی نظیر هند، فرانسه، ایتالیا و… فرستاده شدند تا جواهرات کمیاب و گران‌قیمت را از بازارهای این کشور خریداری کرده و به پایتخت کشور که در آن زمان اصفهان بود بیاورند.

به این ترتیب گنجینه عظیم و باارزشی از جواهرات موجود در سرتاسر دنیا در ایران جمع‌آوری شد که بر شکوه و جلال پادشاهی می‌افزود. همین کافی بود تا برخی از کشورهای راحت‌طلب به دنبال فرصتی مناسب برای حمله به ایران و تاراج این گنجینه بی‌نظیر باشند.

مرگ شاه سلطان حسین این فرصت را به محمود افغان داد تا با حمله به ایران جواهرات را به دست آورد و توسط دیگر مهاجمان افغانی در کشورهای مختلف پراکنده کند.

سرنوشت بخشی از جواهرات

با این حال با تلاش شاه طهماسب دوم بخشی از جواهرات دزدیده شده باز پس گرفته شد و به کشورمان بازگشت. نادرشاه نیز برای باز پس گرفتن بخشی از جواهرات دزدیده شده تصمیم به لشکرکشی به کشور هند کرد و پادشاه هند مجبور به تسلیم قسمت عظیمی از این گنجینه اعم از جواهرات، اسلحه و… به نادرشاه شد.

وی در بازگشت به ایران قسمت زیادی از این گنجینه را به پادشاهان و حکام کشورهای همسایه و آستان مقدس امام رضا پیشکش کرد که باعث شد باز هم قسمت عظیمی از جواهرات به جایگاه خود بازنگردد.

غارت گنجینه جواهرات و لشکرکشی برای بازپس گرفتن آن در طول تاریخ بارها تکرار شده و جان‌های زیادی را گرفته است.

کوه نور

بسیاری از کمیاب‌ترین جواهرات موجود در این گنجینه در حال حاضر در تاج‌های پادشاهان و ملکه‌ها خودنمایی می‌کند. کوه نور یکی از زیباترین و باارزش‌ترین جواهرات دزدیده شده و به تاراج رفته ایران است که به دست کمپانی هند بریتانیایی شرقی افتاد و در نهایت به ملکه ویکتوریا اهدا شد.

این جواهر زیبا و مسحورکننده در حال حاضر بخشی از جواهرات سلطنتی انگلستان است و بدل آن در برج لندن به نمایش گذاشته شده است.

دوران قاجار و آرامش کشمکش های جواهرات سلطنتی

پس از کشمکش‌های بسیار بالاخره جواهرات سلطنتی ایران در دوران قاجاریه به آرامش رسیدند و جمع‌آوری و ضبط شدند. بسیاری از آنها توسط هنرمندان ایرانی در ساخت تاج‌ها و تخت‌های پادشاهی مورد استفاده قرار گرفتند و مقدار زیادی فیروزه نیشابور و مروارید خلیج فارس نیز به این خزانه اضافه شد.

اگرچه تمامی سنگ‌ها و  جواهرات موجود در موزه ملی جواهرات ایران زیبایی خیره کننده‌ای دارند، اما تلفیق شدن برخی از آنها با هنر و ذوق ایرانیان زمان گذشته باعث شده تا بیشتر از جواهرات دیگر خود نمایی کنند.

انتهای پیام/

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا