چرا طلا در روزهای طوفانی بازار فروریخت
در پی بروز بحران تازهای در بازارهای مالی جهان که از آن با عنوان «گسست بزرگ نقدینگی» یاد میشود، طلا برخلاف انتظار نتوانست نقش پناهگاه امن را ایفا کند و موج فروش اجباری صندوقها باعث خروج میلیاردها دلار از بازار فلزات گرانبها شد؛ همزمان شاخص دلار با عبور از سطح ۱۰۹ واحد به مقصد اصلی سرمایههای نگران تبدیل شد.
پروانه کاوسی(خبر نگار)
1405/01/22 | 13:01

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛ بازارهای مالی جهان در ده روز نخست آوریل ۲۰۲۶ با تلاطمی کمسابقه مواجه شدند؛ رخدادی که تحلیلگران از آن با عنوان «گسست بزرگ نقدینگی» (Great Liquidity Rupture) یاد میکنند. این بحران که ابتدا از بازارهای کمتر شفاف اعتبار خصوصی آغاز شد، بهسرعت به موجی از کاهش اهرم مالی در میان صندوقهای سرمایهگذاری و نهادهای مالی بزرگ تبدیل شد و بسیاری از الگوهای سنتی بازار را دگرگون کرد.
در این میان، یکی از مهمترین نکات توجهبرانگیز رفتار بازار طلا بود. برخلاف انتظار سرمایهگذاران که در شرایط بحران معمولاً به فلزات گرانبها پناه میبرند، این بار طلا خود به منبع تأمین نقدینگی برای صندوقهایی تبدیل شد که با فشار شدید درخواستهای مارجین کال روبهرو بودند.
در حالی که معمولاً در زمان بحران سرمایهها به سمت طلا حرکت میکنند، در جریان این شوک مالی روند متفاوتی شکل گرفت. تا دهم آوریل، جریان سرمایهگذاری از طلا عبور کرد و به سمت دلار آمریکا روانه شد. در نتیجه، شاخص دلار (DXY) از سطح روانی ۱۰۹ واحد عبور کرد و به بالاترین سطوح خود در ماههای اخیر رسید.
همزمان محدودیت برداشت سرمایه در برخی صندوقهای بزرگ اعتبار خصوصی، زنجیرهای از فروشهای اجباری داراییها را به راه انداخت. بسیاری از صندوقها برای جبران زیانهای خود در بازار سهام فناوری و سرمایهگذاریهای غیرنقدشونده، ناچار شدند داراییهای نقدشوندهای مانند طلا و نقره را به فروش برسانند.
ریشه این بحران به هفته نخست آوریل بازمیگردد؛ زمانی که شرکت سرمایهگذاری Blue Owl Capital مجبور شد برای چند صندوق بزرگ خود در حوزه شرکتهای توسعه سرمایهگذاری (BDC) محدودیت برداشت اعمال کند.
در یکی از این صندوقها با نام Technology Income Corp، درخواست برداشت سرمایه به حدود ۴۰ درصد رسید. این مسئله مدیران صندوق را ناچار کرد سقف برداشت فصلی ۵ درصدی را فعال کنند؛ اقدامی که عملاً دسترسی سرمایهگذاران به سرمایه خود را محدود کرد و موجی از نگرانی در بازار ایجاد نمود.
برخی گزارشها حاکی از آن است که جرقه اولیه این نگرانیها از سوی یک الگوریتم معاملاتی مبتنی بر هوش مصنوعی با نام TurboQuant زده شد؛ الگوریتمی که احتمال افزایش نکول در شرکتهای نرمافزاری را مطرح کرده و باعث افزایش ناگهانی فشار فروش شد.
در دوم آوریل، بحران به اوج خود رسید؛ روزی که فعالان بازار آن را «پنجشنبه خونین» نامیدند. با انتشار خبر محدودیت برداشت در برخی صندوقها و احتمال اقدامات مشابه در مؤسسات بزرگی مانند Blackstone، سرمایهگذاران نهادی برای تأمین نقدینگی به سراغ داراییهایی رفتند که امکان فروش سریع داشتند.
در این شرایط، صندوقهای قابل معامله فلزات گرانبها (ETF) به نخستین هدف فروش تبدیل شدند. صندوق SPDR Gold Shares (GLD) تنها طی ۴۸ ساعت با خروج حدود ۱.۲ میلیارد دلار سرمایه مواجه شد؛ زیرا صندوقهای پوشش ریسک برای تأمین مارجین کال ناشی از سقوط بازار سهام، به فروش طلا روی آوردند.
آشفتگی بازار به سرعت به سایر بخشهای فلزات گرانبها نیز سرایت کرد. صندوق iShares Silver Trust (SLV) به دلیل نگرانی از کاهش تقاضای صنعتی با افت قابل توجهی مواجه شد و صندوق VanEck Junior Gold Miners ETF (GDXJ) که نماینده سهام شرکتهای کوچک معدنی است، در یک جلسه معاملاتی بیش از ۵.۶ درصد سقوط کرد.
این افت گسترده نشان داد اشتها برای ریسک در بازار به شدت کاهش یافته و سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای پرریسکتر را از سبد خود حذف کنند.
از سوی دیگر، همزمان با عبور شاخص دلار از سطح ۱۰۹، پدیدهای نادر در بازار رخ داد: طلا در شرایط تقویت دلار نیز کاهش قیمت را تجربه کرد؛ وضعیتی که پیشتر در بحرانهای نقدینگی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ نیز مشاهده شده بود.
در این بحران، سرمایهگذارانی که انتظار داشتند قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ به سمت ۳۰۰۰ دلار در هر اونس حرکت کند، از بزرگترین بازندگان بازار بودند. سقوط شدید صندوق GDXJ نیز نشان داد بازار نسبت به چشمانداز سودآوری شرکتهای معدنی در شرایط دلار قوی و هزینههای بالاتر تولید بدبین شده است.
در مقابل، دلار آمریکا بزرگترین برنده این بحران بود. تقویت قابل توجه شاخص دلار نشان داد در زمان بحرانهای نقدینگی، امنترین دارایی برای بسیاری از سرمایهگذاران همچنان ارزی است که بدهیهای جهانی با آن تسویه میشود.
یکی از پیامدهای مهم این بحران، زیر سؤال رفتن ساختار بازار اعتبار خصوصی بود. طی سالهای اخیر این بازار با وعده بازدهی پایدار و کمنوسان میلیاردها دلار سرمایه جذب کرده بود، اما محدودیت برداشت در برخی صندوقها نشان داد بسیاری از این داراییها در عمل نقدشوندگی بسیار محدودی دارند.
در حال حاضر گزارشها حاکی از آن است که برخی معاملات ثانویه این داراییها با حدود ۳۰ درصد تخفیف نسبت به ارزش خالص داراییها (NAV) انجام میشود.
تحلیلگران معتقدند رویدادهای آوریل ۲۰۲۶ میتواند نقطه عطفی در نگاه بازار به مفهوم پناهگاه امن باشد. تجربه تاریخی نشان میدهد در مراحل اولیه بحرانهای شدید نقدینگی، حتی داراییهایی مانند طلا نیز ممکن است تحت فشار فروش قرار گیرند؛ زیرا سرمایهگذاران برای تأمین نقدینگی ناچار به فروش داراییهای قابل معامله میشوند.
با این حال، بسیاری از کارشناسان تأکید میکنند این مسئله لزوماً به معنای تضعیف جایگاه بلندمدت طلا نیست.
در شرایط فعلی تحلیلگران سطح ۲۱۰۰ دلار در هر اونس را بهعنوان مهمترین محدوده حمایتی بازار زیر نظر دارند. تجربه تاریخی نشان داده است که پس از دورههای فروش اجباری، معمولاً خریداران بلندمدت و بانکهای مرکزی وارد بازار شده و از قیمتها حمایت میکنند.
بحران اخیر بار دیگر نشان داد در شرایط ناپایدار مالی، نقدینگی به اندازه ارزش دارایی اهمیت دارد. برخی تحلیلگران معتقدند این رویداد ممکن است موجب تغییر رفتار سرمایهگذاران و حرکت تدریجی از ETFهای طلا به سمت طلای فیزیکی و خدمات نگهداری امن شود.
همزمان انتظار میرود صنعت اعتبار خصوصی نیز در سالهای آینده با مقررات سختگیرانهتر و احتمال ادغامهای گسترده مواجه شود.
در مجموع، «گسست بزرگ نقدینگی» آوریل ۲۰۲۶ یادآور این واقعیت برای بازارهای مالی بود که در زمان بحران، نقدینگی پادشاه است. هرچند طلا در مراحل اولیه این شوک نتوانست نقش سنتی خود را ایفا کند، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند با فروکش کردن فشار فروش و بازگشت ثبات به بازارها، جایگاه فلز زرد بهعنوان دارایی امن دوباره تقویت خواهد شد.
طلا
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهی ثبت نشده نظر تو چیه؟
برترین مطالب
لیست قیمت
نظری ثبت نشده