نقشه راه کسب درآمد از داراییهای دادهای:
درآمدزایی مستقل از دادهها دیگر یک ایده آزمایشی نیست؛ بلکه یک مدل تجاری اثباتشده است که توسط غولهایی چون گوگل و آمازون هدایت میشود.
دبیر خبر(دبیر خبر)
1404/10/13 | 14:10

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز،آیا شما هم با انبوهی از دادهها مواجه هستید؛ از تعاملات مشتریان در وبسایت تا سوابق فروش و فعالیتها در شبکههای اجتماعی؟ این همان چالشی است که «ناراس ایچامبادی» در سال ۲۰۲۱، با تصدی اولین پست جهانی مدیریت داده در گروه موسیقی یونیورسال (UMG)، با آن روبرو شد. UMG، پلتفرمی که نبض موسیقی ستارگان بزرگی را در دست دارد، نیازمند مسیری بود تا این دادههای عظیم را به یک مزیت رقابتی پولساز تبدیل کند.
ایچامبادی تیم خود را مأمور کرد تا هر منبع اطلاعاتی را – از وبسایتها تا سیستمهای پشتیبانی مشتری – استخراج کنند. سپس، با استفاده از این منابع، ابزار تحلیلی قدرتمندی به نام «فیم» (FAME) را مهندسی کردند. این ابزار صرفاً یک گزارشدهنده نبود؛ بلکه به شرکای تجاری و هنرمندان سیگنالهای دقیقی برای شناسایی فرصتهای رشد میداد.
قانون ۵۰/۵۰: هوشمندسازی دادهها و رشد ۳۰ درصدی درآمد
نقطه قوت «فیم» در توانایی آن برای ترسیم پروفایلهای رفتاری دقیق از هر شنونده بود و بر اساس آن، اقدامات بازاریابی را بهینهسازی میکرد. نتیجه فوری این کار، انفجار تعاملات و در نهایت، افزایش ۳۰ درصدی درآمدها از مسیر تجارت الکترونیک بود. علاوه بر این، دسترسی انحصاری به این تحلیلهای عمیق، وفاداری شرکا به UMG را تقویت کرد. ایچامبادی ثابت کرد که دادههای پراکنده اگر به یک محصول قابل فروش تبدیل شوند، میتوانند مأموریت اصلی کسبوکار را تقویت کرده و درآمدزایی را به صورت تصاعدی افزایش دهند.
مسیر موفقان: چرا گوگل و آمازون داده را به سکه تبدیل میکنند؟
درآمدزایی مستقل از دادهها دیگر یک ایده آزمایشی نیست؛ بلکه یک مدل تجاری اثباتشده است که توسط غولهایی چون گوگل و آمازون هدایت میشود. شرکتهای دیگری نظیر والمارت، لینکدین و ردیت نیز در حال استخراج ارزش از این داراییها هستند. در عصر هوش مصنوعی، فرصت برای همه باز است. اما برای کارآفرینی که میخواهد همین امروز شروع کند، کلید موفقیت در جایگاهیابی دادهها در زنجیره ارزش فعلی است.
بسیاری از کسبوکارها در دام ساخت زیرساختهای پیچیده فنی گرفتار میشوند، پیش از آنکه بدانند خروجی این زیرساخت قرار است چه مشکلی را برای چه کسی حل کند. تیمهای موفق، فرآیند را برعکس طی میکنند: آنها ابتدا نیازهای شرکای فعلی و مشتریان اصلی خود را شناسایی میکنند و سپس دادههایی را استخراج میکنند که مستقیماً به حل آن نیازها کمک کند.
فرهنگ سازمانی: آنها ارزش دادههای شما را بهتر میفهمند و با صنعت شما همراستا هستند.
اعتماد و دسترسی: رابطه موجود، اعتماد لازم برای به اشتراکگذاری یا فروش داده را فراهم میکند.
ملاحظات امنیتی: در اکوسیستم خودی، مدیریت ریسکهای قانونی و حفظ محرمانگی اطلاعات سادهتر است.
وقتی محصول دادهای شما تعریف شد، دو راه اصلی برای ورود به بازار وجود دارد:
این روش، سادهترین مدل کسبوکار است: فروش دادهها یا محصولات مبتنی بر داده به صورت اشتراک یا یکباره. فروشنده هزینههای نگهداری را متحمل میشود و مابقی سود خالص است. تسکـو (Tesco) با فروش دادههای حجمی فروش خود به تولیدکنندگان، این مدل را به موفقیت رسانده و واحد فروش دادهاش را به یک کسبوکار مجزا تبدیل کرده است. این یک جریان درآمدی شفاف و مستقیم است.
در این رویکرد، دادهها مستقیماً فروخته نمیشوند، بلکه به عنوان یک عامل تمایز در خدمات اصلی شما ادغام میشوند. برای شرکتهایی که در بازارهای رقابتی فعالیت میکنند، این استراتژی حیاتی است. برای مثال، یک شرکت مشاوره با ارائه تحلیلهای اختصاصی دادهای در پکیج خدمات خود، بدون اخذ هزینه اضافی برای داده، پروژههای بیشتری کسب میکند. سونی (SIE) نیز با ارائه دادههای عمیق بازی به سازندگان، آنها را ترغیب میکند تا بازیهای بهتری برای اکوسیستم پلیاستیشن بسازند؛ که نتیجهاش تقویت جایگاه سونی در بازار است.
پس از تعیین مسیر (مستقیم یا غیرمستقیم)، باید روش دقیق فروش را انتخاب کنید؛ هرچه محصول دادهای شما به یک راهکار تجاری آماده نزدیکتر باشد، قیمتگذاری بالاتری خواهید داشت:
سادهترین مدل: دادهها را به صورت پایه و دستنخورده میفروشید. خریدار باید دانش و ابزار لازم برای پردازش و استخراج ارزش را داشته باشد. این روش برای کارآفرینانی که منابع کمی برای پردازش سنگین دارند، مناسب است.
در این سطح، شما دادهها را تبدیل به تحلیلهای آماده (Insights) میکنید. این کار امنیت اطلاعات را به شدت بالا میبرد، زیرا اطلاعات قابل ردیابی و حساس به خریدار منتقل نمیشود. مسترکارت با فروش اطلاعات تجمیعی تراکنشها به بانکها، نمونهای عالی از این مدل امن و باارزش است.
این مدل، بالاترین سطح ارزشآفرینی و سودآوری را دارد. در اینجا، شما داده را به یک محصول نهایی آماده استفاده تجاری تبدیل کردهاید. شرکت ایدیپی (ADP) با ارائه یک محصول نرمافزاری برای تعیین حقوق و دستمزد بر اساس معیارهای بازار، دقیقاً همین کار را میکند. کارفرمایان برای این راهکار آماده پول میپردازند، زیرا مستقیماً بر جذب استعداد و انطباق قانونی آنها اثر میگذارد.
انتهای پیام/
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهی ثبت نشده نظر تو چیه؟
برترین مطالب
لیست قیمت
نظری ثبت نشده