وقتی نقاط قوت مدیران، هزینههای پنهان میسازند
بدهی سازمانی یعنی تعهداتی که کمکم روی هم جمع میشوند و چون فوری ضررشان مشخص نیست، مدیران متوجه نمیشوند تا زمانی که عملیات سازمان دچار مشکل جدی شود.
امیر کشانی(سردبیر)
1404/12/04 | 15:12

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛چطور ویژگیهای خوب رهبران سازمان، اگر بیش از حد استفاده شوند، در طول زمان باعث ایجاد مشکلات پنهانی میشوند که به آنها “بدهی سازمانی” میگوییم. این مشکلات تا زمانی که کارها خراب نشود، دیده نمیشوند.
بدهی سازمانی یعنی تعهداتی که کمکم روی هم جمع میشوند و چون فوری ضررشان مشخص نیست، مدیران متوجه نمیشوند تا زمانی که عملیات سازمان دچار مشکل جدی شود.
تحقیقی روی بیش از یک میلیون مدیر نشان داده که چهار نوع اصلی رهبری وجود دارد و هر کدام یک مشکل پنهان بزرگ به همراه دارند:
خوبیها: این مدیران خیلی نتیجهگرا هستند، کارها را سریع پیش میبرند و استانداردهای خیلی بالایی دارند.
بدهی پنهان: فرسودگی کارکنان (Burnout).
مشکل کجاست؟ چون این مدیران پیوسته فشار میآورند و استراحت یا زمان بازیابی را در نظر نمیگیرند، کارمندان خسته میشوند. در ظاهر کارها خوب پیش میرود، اما در واقع، شرکت به جای ساختن استعدادهای جدید، مدام در حال جایگزین کردن کسانی است که از کار خسته شدهاند و رفتهاند.
خوبیها: این افراد بسیار خوشبین هستند، دوست دارند تیم یاد بگیرد و به آنها آزادی عمل زیادی میدهند تا چیزهای جدید را امتحان کنند.
بدهی پنهان: بدهی اجرایی (کارهای نیمهتمام).
مشکل کجاست؟ این تیمها ایدههای زیادی تولید میکنند، اما سیستم توانایی اجرای همه آنها را ندارد. نتیجه این میشود که اولویتها مدام تغییر میکنند، کارهای زیادی شروع شده ولی هیچ کدام کامل نمیشود. سازمان پر از کارهای ناتمام و مسیرهای مبهم میشود.
خوبیها: این مدیران بسیار قابل اعتماد هستند، به فرآیندها اهمیت میدهند و به دنبال ثبات و رعایت انصاف در محیط کارند.
بدهی پنهان: بدهی انطباقپذیری (سختی در تغییر).
مشکل کجاست؟ برای اینکه همه چیز مرتب باشد، سیستمها و قوانین خیلی سختگیرانه میشوند. وقتی شرایط بازار ناگهان عوض میشود، این سازمانها نمیدانند چگونه مسیر را سریع عوض کنند، چون قوانین دست و پا گیر شدهاند.
خوبیها: این مدیران رابطه محور هستند و تلاش میکنند همه در تیم احساس خوبی داشته باشند و تنشی ایجاد نشود.
بدهی پنهان: بدهی صراحت (نگفتن حرفهای سخت).
مشکل کجاست؟ برای اینکه کسی ناراحت نشود، مدیران از گفتن مشکلات بزرگ یا دادن بازخورد منفی مستقیم طفره میروند. نتیجه این میشود که افراد دیگر هم جرأت نمیکنند حرفهای درست و رک را بزنند، در نتیجه دقت اطلاعات در سازمان پایین میآید.
این مشکلات نشان دهنده بد بودن رهبران نیستند، بلکه نتیجه طبیعی استفاده بیش از حد از ویژگیهای خوبشان است. مدیران موفق سبک خود را کنار نمیگذارند، بلکه هزینههای آن را کنترل میکنند.
آنها میفهمند که باید فضایی برای استراحت فراهم کنند، در عین خلاقیت نظم را حفظ کنند، و بین مهربانی و گفتن حقیقت تعادل برقرار سازند تا کارهای خوبشان دائمی باشد.
انتهای پیام/
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهی ثبت نشده نظر تو چیه؟
برترین مطالب
لیست قیمت
نظری ثبت نشده