روایتی طلایی از قدرت و ظرافت جواهرسازی هخامنشیان
در چند قدمی منشور کوروش در موزه بریتانیا، ویترینی میدرخشد که روایت دیگری از شکوه ایران باستان را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ گنجینه آمودریا، مجموعهای کمنظیر از آثار زرین و سیمین هخامنشی که نهتنها اوج ظرافت و مهارت جواهرسازی ایرانی را نشان میدهد، بلکه بهعنوان سندی زنده، جایگاه ایران را در تاریخ هنر جهان یادآور میشود.
پروانه کاوسی(خبر نگار)
1405/02/28 | 13:02

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛ در تالار «رحیم ایروانی» موزه بریتانیا، اندکی دورتر از منشور کوروش، گنجینهای از طلا و نقره میدرخشد که روایتگر شکوه بیبدیل ایران باستان است؛ گنجینه «آمودریا»، مجموعهای از جواهرات و اشیای زرین و سیمین هخامنشی که نمونهای شاخص از اوج هنر فلزکاری و جواهرسازی در دورهای است که جواهر نه صرفاً یک کالای تزئینی، بلکه حامل معنا، قدرت و هویت فرهنگی به شمار میرفت.
گنجینه آمودریا شامل حدود ۱۸۰ شیء زرین و سیمین متعلق به سدههای پنجم تا سوم پیش از میلاد است که در اواخر قرن نوزدهم در نزدیکی رود آمودریا، در محدوده تاجیکستان امروزی، کشف شد. بسیاری از پژوهشگران منشأ این آثار را معبدی میدانند که نذورات در آن نگهداری میشد. بقایای معبد «تختسنگین» در محل تلاقی رودهای وخش و پنج، جایی که آمودریا شکل میگیرد، قرار دارد؛ نیایشگاهی هخامنشی که احتمال میرود محل کشف اولیه این گنجینه در سال ۱۸۷۷ بوده باشد.
جواهرسازی هخامنشی حاصل تلاقی سه عنصر بنیادین است: فلز و سنگهای گرانبها، طراحی پیچیده نمادهای مذهبی و مهارت فنی پیشرفته. این هنر در بستری شکل گرفت که امپراتوری هخامنشی از سواحل اژه تا دره سند امتداد داشت. چنین گسترهای موجب شد هنر دربار هخامنشی به نقطه تلاقی سنتهای بصری مصر، بینالنهرین، لیدیه، هند و یونان بدل شود، بدون آنکه هویت منطقهای خود را از دست بدهد.
در این آثار، دستبندهایی با سر شیردال (گریفین)، انگشترهای منقوش، پلاکهای نذری با تصویر شیردال یا ابوالهول و ارابههای زرین کوچک دیده میشود که احتمالا به ایزدهای ایرانی مانند میترا یا اهورامزدا اشاره دارند. نمادهای کیهانی چون خورشید، ماه و ستاره بازتابی از نظم کیهانی در اندیشه ایرانیاند و نقش «فروهر» (دیسک بالدار با پیکره انسانی) بیانگر پیوند شاه با منش ایزدی و مشروعیت الهی اوست.
از منظر فنی، زرگران هخامنشی به طیف وسیعی از تکنیکها از ریختهگری، چکشکاری، لحیمکاری گرفته تا قلمزنی، برجستهکاری، ملیلهکاری، دانهگذاری (Granulation) و طلااندود کردن مسلط بودند. آنها از طلا، نقره و الکتروم (آلیاژی از طلا و نقره) بهره میبردند و سنگهایی چون لاجورد، عقیق، فیروزه، لعل و یاقوت ارغوانی را با دقت در قابهای دیوارهدار یا چنگهای مینشاندند. ملیلههای ظریف و دانههای زرین نشان از تسلط کامل بر کنترل حرارت و ترکیب مواد دارد.
این مجموعه شامل ارابههای زرین، غلاف خنجرهای سکا، پیکرههای انسانی آیینی، تندیسهای حیوانی، جامهای طلا، طوقهای دور گردن و حتی ظرف عطر به شکل ماهی طلایی است. برخی گزارشهای اولیه حاکی از وجود پیکره ببر طلایی بوده که بعدها ناپدید شده و گمان میرود بخشی از مجموعه در زمان کشف اولیه دزدیده یا ذوب شده باشد.
سنگنوشته داریوش بزرگ در کاخ آپادانای شوش نشان میدهد که زرگران مصری و مادی از ماهرترین صنعتگران دربار بودند. با اینحال، تولید این آثار محدود به یک منطقه نبود. نقشبرجستههای آپادانا و بایگانیهای اداری تختجمشید، از حضور هیئتهایی از سرزمینهای مختلف و زرگران کاریایی (از غرب آناتولی) حکایت دارد.
شباهت اشیای تدفینی که در سال ۱۹۰۱ توسط ژاک دو مورگان در آرامگاه یکی از اشراف هخامنشی در شوش کشف شد با گنجینه آمودریا، تعلق این آثار به دوره هخامنشی را قطعی میکند. مجموعه آمودریا امروز نه فقط یک گنجینه زرین، بلکه سندی از ساختار اقتصادی، شبکههای کارگاهی، باورهای دینی و زبان نمادین امپراتوری است که جواهرسازی هخامنشی را به درخشانترین فصل تاریخ هنر ایران بدل کرده است.
به طور کلی زرگران هخامنشی به مجموعهای گسترده از تکنیکهای پیشرفته مسلط بودند؛ از ریختهگری و چکشکاری گرفته تا لحیمکاری، قلمزنی، برجستهکاری، ملیلهکاری، دانهگذاری و طلااندود کردن. این سطح از مهارت فنی نشان میدهد که جواهرسازی در ایران باستان تنها یک هنر نبود، بلکه بخشی از فناوری و قدرت سیاسی آن دوران محسوب میشد.
منبع: independentpersian
جواهر سازی
کشف جواهرات تاریخی
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهی ثبت نشده نظر تو چیه؟
برترین مطالب
لیست قیمت
نظری ثبت نشده