شکل تازه پول درآوردن از طلای خانگی در طلافروشی ها
فشار تورم و کمبود نقدینگی، شکل تازهای از استفاده اقتصادی از طلا را در برخی طلافروشیها رقم زده است؛ در این مدل، افراد طلای خود را نمیفروشند، بلکه آن را نزد طلافروش میگذارند و در ازای آن، ماهانه سود میگیرند.هرچند این شیوه برای بسیاری از خانوارها جذاب به نظر میرسد، اما نبود قرارداد شفاف و تضمین رسمی، ریسک آن را بالا برده است.
پروانه کاوسی(خبر نگار)
1405/04/21 | 15:04

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛ به نقل از اقتصاد نیوز، طلا برای بسیاری از خانوادههای ایرانی دیگر فقط زیورآلات، پسانداز عروسی یا کالای روز مبادا نیست؛ به داراییای تبدیل شده که صاحبش حاضر نیست آن را بفروشد، اما میخواهد از آن درآمد ماهانه بگیرد.
در همین فضا، شکل تازهای از معامله در برخی طلافروشیها دیده میشود؛ افراد طلای خود را به طلافروش میسپارند، فاکتور یا رسیدی میگیرند و بعد طبق توافق، ماهانه درصدی از وزن همان طلا یا معادل ریالی آن را به عنوان سود دریافت میکنند.
ظاهر ماجرا ساده است: صاحب طلا مثلا ۵۰ گرم طلا دارد اما نمیخواهد آن را بفروشد. از طرفی به پول ماهانه نیاز دارد؛ برای خرج خانه، قسط، اجاره، درمان، شهریه یا حتی جبران عقبماندگی درآمد از هزینهها. طلافروش هم برای گردش کار خود به طلا و موجودی نیاز دارد. بنابراین طلا از خانه خارج میشود، اما مالکیت ذهنی آن برای صاحبش باقی میماند؛ انگار دارایی فروخته نشده، فقط به کار افتاده است.
اما پشت این معامله ساده، یک روایت اقتصادی مهم خوابیده است: مردم از ریال فرار میکنند، اما از فروش طلا هم میترسند.
در اقتصاد معمولی، وقتی خانوار به پول نیاز دارد، بخشی از دارایی خود را میفروشد. اما در سالهای تورمی، فروش دارایی همیشه به معنای حل مشکل نیست؛ گاهی به معنای از دست دادن آخرین سنگر است. کسی که امروز ۲۰ گرم طلا میفروشد، ممکن است دو ماه بعد دیگر نتواند همان ۲۰ گرم را بخرد. همین ترس باعث شده طلا در ذهن بسیاری از خانوارها از یک دارایی قابل فروش به یک دارایی دستنزدنی تبدیل شود.
این رفتار در فضایی شکل گرفته که فشار تورمی همچنان بالاست. نرخ تورم سالانه کشور در خرداد ۱۴۰۵ برابر ۶۲ درصد اعلام شده و دامنه آن برای دهکهای مختلف از ۶۰.۱ درصد برای دهک دهم تا ۶۸.۵ درصد برای دهک دوم گزارش شده است. این یعنی فشار قیمتها برای خانوارهای کمدرآمدتر سنگینتر هم بوده است.
در چنین شرایطی، طلا برای خانوار فقط سرمایه نیست؛ بیمه روانی در برابر آینده است. خانوادهای که طلا دارد، حتی اگر نقدینگی نداشته باشد، حس میکند چیزی برای روز مبادا نگه داشته است. به همین دلیل، وقتی خرج روزمره فشار میآورد، فروش طلا آخرین گزینه میشود.
گزینه جدید اما این است: طلا فروخته نشود، ولی درآمدی از آن به دست بیاید.
در شکل رایج این توافق، صاحب طلا مقدار مشخصی طلا را نزد طلافروش میگذارد؛ مثلا ۱۰، ۲۰، ۵۰ یا ۱۰۰ گرم. طلافروش فاکتور، رسید یا نوشتهای میدهد که در آن وزن طلا، مشخصات طرفین و گاهی شرط بازگرداندن طلا ثبت میشود. سپس دو طرف توافق میکنند که طلافروش ماهانه درصدی از وزن طلا را به صاحب آن بپردازد؛ این روزها میگویند عرف بازار یک درصد در ماه است.
این یک درصد، اگر بر مبنای وزن حساب شود، عدد کوچکی به نظر میرسد اما در قیمتهای فعلی طلا رقم قابل توجهی میشود. طبق قیمت اعلامشده طلا در نیمه تیر ۱۴۰۵، هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است.
با این مبنا، اگر توافق ماهانه یک درصدِ وزنی باشد، صاحب ۵۰ گرم طلا ماهانه معادل نیم گرم طلا سود میگیرد؛ یعنی حدود ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان. صاحب ۱۰۰ گرم طلا هم ماهانه معادل یک گرم طلا دریافت میکند؛ یعنی بیش از ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان با قیمت همان روز.
این جدول نشان میدهد چرا چنین بازاری برای بعضی خانوارها وسوسهکننده شده است. ۲۰ گرم طلا، که شاید برای بسیاری از خانوادهها تمام پسانداز چند ساله باشد، در این مدل ماهانه حدود ۳.۵ میلیون تومان درآمد ایجاد میکند؛ بدون اینکه اصل طلا فروخته شود.
۵۰ گرم طلا میتواند عددی نزدیک به اجاره بخشی از خانه، قسط وام یا بخشی از هزینه درمان را پوشش دهد. ۱۰۰ گرم طلا هم به سطحی از درآمد ماهانه میرسد که برای بسیاری از خانوارها معادل یک حقوق کامل است.
نکته مهم اینجاست که در ذهن صاحب طلا، این معامله با سپرده بانکی فرق دارد. در سپرده بانکی، اصل پول ریالی میماند و سود ریالی پرداخت میشود. اما در این مدل، اصل دارایی طلایی باقی میماند و سود هم با منطق طلا محاسبه میشود. همین ویژگی باعث شده برخی افراد احساس کنند داراییشان از تورم عقب نمیماند.
البته این احساس، لزوماً به معنای امن بودن معامله نیست. طلافروش ممکن است سود را ماهانه به شکل ریال بدهد، اما مبنا وزن طلا باشد. اگر قیمت طلا بالا برود، معادل ریالی سود هم بالا میرود. اگر قیمت پایین بیاید، سود ریالی کمتر میشود. بنابراین صاحب طلا بهنوعی همچنان در معرض نوسان قیمت طلاست؛ اما چون اصل دارایی را نفروخته، حس میکند از بازار بیرون نمانده است.
از آن طرف، طلافروش هم در این معامله به موجودی طلا دسترسی پیدا میکند؛ بدون اینکه همان ابتدا برای خرید آن سرمایه سنگین پرداخت کند. اینجا معامله برای هر دو طرف جذاب میشود: صاحب طلا به درآمد ماهانه میرسد و طلافروش به موجودی مورد نیاز برای کار و گردش بازار.
مشکل اصلی این بازار، خاکستری بودن آن است. این معامله سپرده بانکی نیست، تحت پوشش صندوق رسمی نیست و در بسیاری از موارد روی اعتماد، اعتبار مغازه، فاکتور دستنویس یا توافق شخصی میچرخد. همین مسئله ریسکهای جدی ایجاد میکند.
اولین ریسک، ابهام در ماهیت قرارداد است. آیا طلا امانت است؟ آیا طلافروش حق دارد با آن کار کند؟ آیا قرار است همان قطعههای طلا برگردد یا فقط معادل وزن آن؟ اگر طلایی که تحویل داده شده النگو، گردنبند یا مصنوعات دارای اجرت و ارزش ظاهری بوده، هنگام بازگشت تکلیف اجرت، عیار، کسری، شکستگی، آبشدگی یا تعویض آن چیست؟
دومین ریسک، ریسک اعتبار طلافروش است. اگر واحد صنفی با مشکل مالی مواجه شود، اگر طلا در گردش معاملات از بین برود، اگر اختلافی درباره وزن یا عیار پیش بیاید، صاحب طلا ممکن است برای اثبات حق خود فقط یک فاکتور یا رسید در دست داشته باشد. رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران هم پیشتر درباره معاملات طلا به مردم توصیه کرده بود تنها از واحدهای صنفی دارای مجوز رسمی اقدام کنند.
سومین ریسک، شبیه شدن این مدل به وعده سود ثابت است. وقتی کسی برای نگهداری طلا ماهانه سود مشخص میدهد، باید پرسید این سود از کجا پرداخت میشود. اگر سود از گردش واقعی و سالم کسبوکار طلافروش تأمین شود، یک توافق تجاری پرریسک است. اما اگر پرداخت سود به جذب طلای افراد جدید وابسته شود، خطر جدیتر میشود. در این حالت، بازار از یک توافق صنفی به سمت مدلهای پرریسک و شبهسرمایهگذاری میرود.
چهارمین ریسک، مسئله فاکتور و اصالت است. در بازار طلا، فاکتور معتبر اهمیت زیادی دارد. رئیس اتحادیه طلا و جواهر پیشتر با اشاره به مشکلات اصالتسنجی، توصیه کرده بود خریداران در معاملات حضوری حتما فاکتور معتبر دریافت کنند و تا حد امکان از خرید سکه و طلای آبشده در فضای مجازی پرهیز کنند. این هشدارها نشان میدهد در بازاری که پای طلا، وزن، عیار و اعتماد وسط است، هر نوع معامله غیرشفاف میتواند زمینه اختلاف یا زیان را فراهم کند.
دلیل اول، نبود نقدینگی در زندگی روزمره است. بسیاری از خانوارها دارایی دارند، اما پول نقد ندارند. ممکن است در خانه طلا باشد، اما حساب بانکی خالی باشد. این تناقض در اقتصاد تورمی زیاد دیده میشود: خانواده روی کاغذ دارایی دارد، اما برای خرج روزانه تحت فشار است.
دلیل دوم، ترس از آینده قیمت طلاست. فروش طلا برای مردم فقط فروش یک کالا نیست؛ خروج از بازاری است که به نظرشان همیشه جلوتر از درآمد حرکت میکند. بنابراین بهجای فروش، دنبال راهی میگردند که طلا بماند و نقدینگی هم تأمین شود.
دلیل سوم، ضعف جذابیت ابزارهای رسمی برای بخشی از مردم است. وقتی خانوار احساس کند سود بانکی نمیتواند ارزش داراییاش را حفظ کند، به سمت داراییهایی میرود که در ذهن عمومی نقش ضدتورمی دارند؛ طلا، ارز، ملک یا کالاهای بادوام. در میان اینها، طلا نقدشوندهتر و در دسترستر است.
دلیل چهارم، نیاز خود بازار طلا به گردش است. در دورههایی که خرید نقدی برای واحدهای کوچک سختتر میشود، دسترسی به طلای مردم میتواند برای بخشی از بازار جذاب باشد. طلافروش به جای خواباندن سرمایه سنگین برای خرید موجودی، با توافق ماهانه به طلا دسترسی پیدا میکند.
این بازار تازه را باید نشانهای از یک تغییر بزرگتر دانست. در اقتصاد تورمی، مردم فقط دنبال سود نیستند؛ دنبال راهی هستند که هم از امروز جان سالم به در ببرند، هم از فردا جا نمانند. طلا در این میان تبدیل شده به پلی میان نیاز فوری به پول و ترس از آینده.
برای همین است که بعضیها طلایشان را نمیفروشند؛ آن را به کار میاندازند. طلا از صندوق خانه بیرون میآید، اما از ذهن صاحبش خارج نمیشود. نه کاملاً فروخته شده، نه کاملاً خوابیده است. در یک وضعیت بینابینی قرار گرفته: داراییای که هم پشتوانه است، هم منبع درآمد؛ هم آرامش میدهد، هم ریسک میسازد.
این همان تصویر تازهای است که از دل بازار طلا بیرون آمده است؛ مردم دیگر فقط طلا نمیخرند تا نگه دارند؛ طلا را نگه میدارند تا از آن خرج ماهانه دربیاورند.
اجاره طلا
اخبار مرتبط
نظرات

دیدگاهی ثبت نشده نظر تو چیه؟
برترین مطالب
لیست قیمت
مرجع قیمت ها بنک طلا
نظری ثبت نشده